تبلیغات
رویای کودکی
قالب میهن بلاگ قالب میهن بلاگ download  قالب بلاگفا قالب وبلاگ قالب پرشین بلاگ اخلاق اسلامی قالب بلاگ اسکای

رویای کودکی
نظر یادتون نره !!!!!!!!
نظر سنجی
سلام خوش اومدی میشه بگی پسری یا دختر وبلاگ خوبه یا بد ؟






ابر برچسب ها

خدایا ..............



امروز زندگیم را در دستان توانمندت قرار می دهم



 و به تو توکل می کنم که چراغ


 و هدایت گر راهم باشی.

 

دوستای عزیزم سلام از ان که به دنیا و 


رویای کودکی من  سر میزنید ممنونم .. 



امیدوارم لحظات خوب و خوش رو دااشته باشین وو ....



اگه امگان داره تو نظر سنجی ما شر کت کنید .






باتشکر لیلا



[ پنجشنبه 3 اسفند 1391 ] [ 12:46 ب.ظ ] [ لیلا ]
همیشه "دوستت دارم" را نباید گفت
گاهی دوستت دارم را باید اشاره کرد
باید هدیه داد...
قهوه ریخت...
پیاده روی کرد

گاهی دوستت دارم را باید نامه ...
شعر ... قصه نوشت
و طرح سیب کشید و گل رز سفید خرید

و اما...
گاهی دوستت دارم را باید پنهان  کرد
باید گذشت و
سکوت شد

و گاهی او بی خبر است
از تمام دوستت دارم هایت...



[ شنبه 29 مهر 1396 ] [ 08:34 ق.ظ ] [ صاحب عشق نا فرجام ................ ]

تا چشم به هم زد دل من روز سفر شد
از خواستنت قسمت من خون جگر شد

از بعد تو و رفتن تو هر که مرا دید
هی زخم زبان زد به دلم هر چقَدَر شد

یک دشمن سرسخت شدی یار قدیمی
چون شاخه درختی که به تدریج تبر شد

یک عمر به امید وصال تو نشستم
ای داد از این عمر گرانمایه که سر شد

رفتی که فراموش شوم از نظر... اما
از کوچه ی بی رونق ما بگذر اگر شد



[ یکشنبه 23 مهر 1396 ] [ 08:01 ق.ظ ] [ صاحب عشق نا فرجام ................ ]
نوشتم درد دلہایم ،همہ گفتند عالے بود
ندانستند ڪہ درمانے ،براے زخم ڪارے بود
نوشتم درد دلہایم، شبیہ شعر بر دفتر
ندانستند ڪہ هر شعرم، برایم یادگارے بود
نوشتم درد دلہایم، همہ خواندند اما حیف
ندانستند ڪہ سوز من، همہ ازغمگسارے بود
نوشتم درد دلہایم ،همہ گفتند شاعر شد
ندانستند ڪہ دلتنگے، دلیل بیقرارے بود
نوشتم درد دلہایم ،گهے شاد و گهے غمگین
ندانستند ڪہ این خنده، فقط چہره نگارے بود
نوشتم درد دلہایم ،زدست روزگار بد
ندانستند ڪہ اشڪ چشم ،برایم برد بارے بود
نوشتم درد دلہایم ،بہ شبہا ڪنج یڪ خلوت
لقب سنگ صبورم داد،عجب شب زنده دارے بود...



[ یکشنبه 23 مهر 1396 ] [ 07:50 ق.ظ ] [ صاحب عشق نا فرجام ................ ]
باورت شد عشق اینجا ذلت است؟؟   
عاشقی سوزاندن حیثیت است؟؟؟

باورت شد دوستی ها لحظه ایست؟
بیوفایی قسمتی از زندگیست؟؟

من که گفتم حاصلش دل بستگیست!!
در نهایت خستگی و خستگیست!!!

من که گفتم این بهار افسردگیست!!
دل نبندی این پرستو رفتنیست!!

عاقبت دیدی که ماتت کردورفت!!
خنده‌ای بر خاطراتت کرد و رفت!!

آه عجب کاری بدستت داد دل!!
هم شکست و هم شکستت داد دل!!


[ یکشنبه 23 مهر 1396 ] [ 07:47 ق.ظ ] [ صاحب عشق نا فرجام ................ ]
خوش به حالت آدم

خودت بودی و حوایت

کسی نبود که حوایت را هوایی کند




[ شنبه 17 تیر 1396 ] [ 08:29 ق.ظ ] [ صاحب عشق نا فرجام ................ ]
معشوقه ی شهر قصه هایی لیلا

در ذهن من از گذشته هایی لیلا


دنبال خدای خنده ها می گشتم

اما نکند خودت خدایی لیلا


لبخند تو یک شکوه استثنایی

اما چه کنم که بی وفایی لیلا


وقتی به خیال من غزل می بارد

انگار تو از فرشته هایی لیلا


ای کاش که دست من پر از دستت بود

وقتی به ترانه ها می آیی لیلا


اینجا همه ی چراغها خاموشند

رو راست بگو تو در کجایی لیلا


لیلا تو چرا همیشه از من دوری

از خاطر من مگر جدایی لیلا


بعد از همه ی دروغ هایی شیرین

شاید نه ، به جان من ، بیایی لیلا



[ شنبه 17 تیر 1396 ] [ 08:04 ق.ظ ] [ صاحب عشق نا فرجام ................ ]

آرزویم شده لیلاودلم لک زده همدردش را

ندهم تاری زمویش به جهان، لحظه ای لبخندش را

گربیایی همه ی جان وجهانم به تو تقدیم کنم

درمیان همه عالم نتوان یافت همانندش را.

ازهمان روز که دل زمزمه ی رفتن لیلا بشنید

شدم آن عاشق دیوانه که گم کرده خداوندش را

دست تقدیر پس از معجزه ی آمدنش لیلی من را بگرفت

شده ام مادر آن طفل که ازدست دهد نوگل فرزندش را

آن غریبه که رسید از ره و لیلای مرا باز بچید

دست اورا بگرفت گرم ، به من ، سردی اسفندش را

چند سال است که او پادشه قلب و نفسهای من است

بخدا باز محال است که دل ترک کند لیلی دلبندش را




[ دوشنبه 8 خرداد 1396 ] [ 10:55 ق.ظ ] [ صاحب عشق نا فرجام ................ ]
عزیزی میگفت جای گیاهِ بامبو را که عوض کنی دیگر رشد نمیکند؛
پژمرده میشود ..
میدانی چرا؟
چون ریشه اش را همانجا، جا میگذارد ...
دلِ آدمیزاد که دیگر کمتر از گیاه نیست جانم ...
گاهی ریشه اش جا میماند در
دلی؛
لبخندی؛
بوسه ای ...


[ دوشنبه 8 خرداد 1396 ] [ 10:12 ق.ظ ] [ صاحب عشق نا فرجام ................ ]


قلمم راست بایست!
واژه ها ...گوش به فرمان قلم!
همگی نظم بگیرید
مودب باشید!
صاحب شعر عزیزی است به نام «پدر»
امشب از شعر پرم،کو قلم و دفتر من؟!
آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...
تک و تنها و غریبم!
تو کجایی پدرم...؟!
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو...
بس که دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا...
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...
جانِ من حرف بزن!
امر بفرما پدرم..
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست 
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...
پدر ای یاد تو آرامش من...!
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
جانِ من زود بیا
بغلم کن پدرم...!
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...


تقدیم به عزیزانی که چند وقته سایه پدر رو سرشون نیست . . .


[ دوشنبه 8 خرداد 1396 ] [ 10:02 ق.ظ ] [ صاحب عشق نا فرجام ................ ]
می آید روزی که در تراس خانه‌ات روی صندلی دسته دار نشسته‌ای و بازی کودکان را تماشا می‌کنی.
آن روز دیگر نه باران خاطره ای از من برایت تازه می‌کند و نه غروب آفتاب سنگی بر دریاچه آرام دلت می اندازد

سال هاست که تو مرا پاک از یاد برده ای...
کنار روزمرگی هایت، یک فنجان چای برای خودت می‌ریزی و با دستانی که دیگر چروک شده اند لرزان لرزان فنجان چایت را به لبانت نزدیک می‌کنی.
اما یک‌باره یکی از کودکان نام مرا فریاد می زند...
شباهت اسمی بود! تو آرام فنجانت را کمی پایین می آوری، لبخند کوچکی می زنی و دوباره چایت را می‌نوشی...من به همان لبخند زنده ام ‌‌..


[ دوشنبه 8 خرداد 1396 ] [ 09:56 ق.ظ ] [ صاحب عشق نا فرجام ................ ]
یک نفرهست
که خودنیست ...ولی خاطره اش
هرسال...وقت تحویل سال ...
مراسخت بغل میگیرد...



[ سه شنبه 1 فروردین 1396 ] [ 07:24 ق.ظ ] [ صاحب عشق نا فرجام ................ ]
اگــه کثـــافت رو با خودکــــار معطر هم بنویسی
چیزی از معناش کــــم نمیشه !
درست مثــــــه آدمهـــــــای گنــــــدی که
لبــــاس و آرایـــــش و موقعیــــــت خوب دارن !



[ چهارشنبه 8 دی 1395 ] [ 10:21 ق.ظ ] [ صاحب عشق نا فرجام ................ ]

1- چه عاملی سبب شد تا شما به خواستگاری عیالتان بروید ؟!
الف) جوونی کردم !
ب) سادگی کردم !
ج) گول خوردم !
د) من که نرفتم خواستگاری ، اون اومد !

2- اگر خدایی ناکرده عیالتان فوت کند شما چه کار می کنید ؟!
الف) اول ناراحت و بعد خوشحال می شوید !
ب) اول خرما و بعد شاباش می دهید !
ج) اول قبرستان و بعد محضر می روید !
د) انشاا… بقای عمر ? تای دیگر باشه !

3- ملاک شما در انتخاب عیالتان چه بوده است ؟!
الف) املاک پدرش !
ب) دارایی پدرش !
ج) املاک و دارایی پدرش !
د) همه موارد !

4- اگر عیالتان از شما بخواهد که برای کادوی تولدش یک گردنبد طلا بخرید چکار می کنید ؟!
الف) تا بعد از روز تولدش گم و گور می شوید !
ب) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مریضی می زنید !
ج) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مردن می زنید !
د) آدرس یک بدلی فروشی کار درست را از دوستتان می گیرید !

5- محبت آمیز ترین جمله ایکه به عیالتان گفته اید چه بوده است ؟!
الف) عزیزم ، امروز صبحانه چی داریم ؟!
ب) عزیزم ، امروز ناهار چی داریم ؟!
ج) عزیزم ، امشب شام چی داریم ؟!
د) من واقعا … من واقعا عاشق …. من واقعا عاشق تو …. من واقعا عاشق تو روبچه با پنیرم !

6- در کارهای منزل چقدر به عیالتان کمک می کنید ؟!
الف) در خوردن غذا با او همکاری می کنید !
ب) کانال های تلویزیون را شما با کنترل عوض می کنید !
ج) موقعی که عیالتان مشغول تمیز کردن منزل یا شستن ظروف است ، با زدن صوت و دست او را تشویق می کنید!
د) گاهی اوقات کارهای شخصی تان را خودتان انجام می دهید !

7- اگر عیالتان با شما قهر کند برای آشتی کردنش چه کار خواهید کرد ؟!
الف) شما هم با او قهر می کنید تا زمانیکه خودش بیاید منت کشی !
ب) از طریق بکارگیری سیستم اعمال خشونت ، او را به زور آشتی خواهید داد !
ج) او را تهدید می کنید که اگر تا ?? بشمارید و آشتی نکند سریعا اقدام به اختیار نمودن همسر جدید می نمایید !
د) حاضرید یک چیزی هم بدهید اگر همیشه قهر باشد !

8- نظرتان در مورد این جمله چیست ؟ ( مهرم حلال ، جونم آزاد ! )
الف) زیبا ترین جمله دنیاست !
ب) با معنا ترین جمله دنیاست !
ج) خوشحال کننده ترین جمله دنیاست !
د) تخیلی ترین جمله عصر کنونی است !

9- در کل ، از زندگی با عیالتان راضی هستید ؟!
الف) اگر نباشم چیکار کنم ؟!
ب) چاره ای جز این ندارم !
ج) یک جوری داریم می سازیم دیگه !
د) بله که راضی هستم البته تا زمانیکه بتوانم پول مهریه اش را جور کنم !


     






[ یکشنبه 25 مرداد 1394 ] [ 10:55 ق.ظ ] [ صاحب عشق نا فرجام ................ ]
قطعا برای شما دوستای آسمونی نیز گاهی پیش آمده است که قصد کوچک یا بزرگ کردن اندازه یک تصویر را داشته اید. در این هنگام باز کردن نرم افزار سنگینی نظیر فتوشاپ و استفاده از آن برای کوچک کردن تصویر از نظر منطقی مقداری وقت گیره . اما فراموش نکنید که این کار را میتوانید به شکل سریع و بدون دردسر در محیط ویندوز انجام بدید ، آن هم از طریق Paint ویندوز!

در این ترفند آسمونی به معرفی نحوه تغییر اندازه یک تصویر با استفاده از Paint ویندوز خواهیم پرداخت.

از منوی استارت با وارد شدن به پوشه Accessories میتونید برنامه Paint رو اجرا کنید .
اگر ویندوز هفت روی سیستمتون نصبه با یه جستجوی ساده توی منوی استارت میتونید Paint رو پیدا کنید .
در ویندوز هشت هم میتونید از جستجوی ویندوز براحتی برنامه رو پیدا و اجرا کنید.

راه دیگه ای هم هست که راحتتره اینکه تصویر مورد نظر رو باز کنید و روش راست کلیک کنید و از گزینه Open With برنامه Paint رو اجرا کنید .


در برنامه Paint از منوی Home در بخش Image روی گزینه Resize کلیک کنید

reduce-the-size-of-the-photo(4)

1. گزینه Pixels رو انتخاب کنید
2. عرض و ارتفاع رو متناسب با سلیقه خودتون تغییر بدید
( بهترین عرض و ارتفاع برای ایمیل کردن و مشاهده در صفحات وب 800 در 600 هست که هم تقریبا بزرگ و قابل رویته و هم نیازی به زووم و اسکرول کردن نداره )

reduce-the-size-of-the-photo(2)

در آخر هم Ok رو کلیک کنید و تصویر رو با کلیک روی منوی اصلی برنامه ( منوی آبی رنگ ) و انتخاب گزینه Save as و انتخاب فرمت JPEG در هر مسیری که خواستید ذخیره کنید

 



تصویر نهایی رو میتونید فرمتهای مختلف ذخیره کنید اما استانداردش همین JPEG هست که برای منظور ما مناسبه.




[ یکشنبه 25 مرداد 1394 ] [ 10:34 ق.ظ ] [ صاحب عشق نا فرجام ................ ]
حرفای بعضی آدمارو باید قاب گرفت ، بس که حرفاشون عکس از آب درمیاد …
.
.
اونیکه شما سنگشو به سینه میزنی ما سالهاست تو حموم به پاهامون میزنیم … آره ه ه ه …
گفتم که در جریان باشی !
.
.
یه وقتایی لازمه از گوشیمون بشنویم “مشترک مورد نظر آدم نمیباشد … لطفا قطع کنید”
.
.
بعضی ها به ما نمیخوردن !
ما جا خالی دادیم خوردن به شما !
مبارکتون باشه !
.
.
حس خوب داشتن
حال خوب داشتن
روز خوب داشتن
نعمتیست که رفتنت به من هدیه کرد !
.
.
دوست داشتن تو لیاقت نمی خواهد …
مثل نخ کردن سوزن “اعصـــــــــــاب” می خواهد …



[ یکشنبه 18 مرداد 1394 ] [ 10:45 ق.ظ ] [ صاحب عشق نا فرجام ................ ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  

درباره وبلاگ

سلام من لیلا متولد 1368 فارغ التحصیل کارشناسی رشته ی کامپیوتر

گرایش نرم افزار هستم.

امیدوارم مطالب وبلاگ مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد
موضوعات
آمار سایت
  بازدیدهای امروز : نفر
  بازدیدهای دیروز : نفر
  كل بازدیدها : نفر
  بازدید این ماه : نفر
  بازدید ماه قبل : نفر
  تعداد نویسندگان : عدد
  كل مطالب : عدد
  آخرین بروز رسانی :
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جست و جوی گوگل گوگل کد سرچ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس